محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
349
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 187 براى حارث بن عبد شمس خثعمى بح ش 1433 ؛ أسد الغابه 1 / 348 شرح حال حارث بن عبد شمس خثعمى ؛ وى گفته است : حارث نزد پيامبر رفت و از او براى خونها و داراييهاى همهء ياران خويش ، زنهار گرفت . سپس پيامبر براى خثعميان نامهاى نوشت و آنان را در چنين و چنان بخش از سرزمين خود ، آزادى داد ( ابن اثير اين گفته را به ابن منده و ابو نعيم ، نسبت داده است ) . متن نوشته ، به دست نيامده است . ( 2 ) 188 براى قبيلهء باهله از ساكنان بيشه ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 33 ( ش 61 / 1 ) ؛ عمخ ش 95 ؛ الأهدل ، ص 66 . مقابله كنيد : ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 49 ( ش 93 / 1 ) . بنگريد : كايتانى ، 9 / 7 ؛ اشپرنگر ، 3 / 322 . براى مطرّف بن كاهن باهلى و مردمانى از باهله كه در بيشه سكنى گزيدهاند : كسى كه زمين موات ناكشته را كه جايگاه خفتن و آسايشگاه چهارپايان است ، آباد سازد ، بىگمان ، آن زمين از آن وى خواهد بود . ايشان بايد از هر سى گاو ، يك گاو بزرگسال و از هر چهل گوسفند ، يك رأس گوسفند بزرگسال و فربه ( 1 ) بدهند ؛ و براى هر پنج شتر ، يك گوسفند كه دندانهاى پيشين آن ، روييده باشد ( 2 ) ، زكات بدهند . گيرندهء زكات بايد زكات اين دامها را در چراگاههاى آنها بستاند . و ايشان در پناه خدا هستند . 1 . متن « عتود » : گوسفندى كه بزرگ گشته و آمادهء باردارى است ( لسان 3 / 280 ) با توجه به اين معنى و با توجه به مبحث زكات گوسفند در كتب فقهى ، توضيح مؤلّف در واژهنامه كه عتود را به معنى بزغالهء يكساله دانسته است ، نمىتواند درست باشد . نيز بنگريد : پانوشتهاى پيمان ( 110 / ج ) . - م . 2 . متن « مسنّة » مسنّ كه جمع آن ، مسانّ است ، يعنى گاو و گوسفندى كه دندانهاى پيشين آنها ، روييده باشد . مسنّ در اين جانوران ، مانند انسان به معنى بزرگسال نيست ( لسان ، 13 / 222 ؛ نيز بنگريد : مفاتيح العلوم ص 13 ) . - م .